درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم انسانی و معارف
درس 7: ارزیابی جهانهای اجتماعی
قلمرو واقعی و آرمانی جهان اجتماعی کدام است؟
مردمی که در یک جهان اجتماعی زندگی میکنند، اهداف و ارزشهای مشترکی دارند. اهدافی مانند رفع نیازهای اوّلیه، زندگی کردن با یکدیگر، آزادی، عدالت، دفاع از مظلومان و... .
ارزشها، راهنمای کنش اعضای جهان اجتماعیاند. وقتی مردم مطابق ارزشها عمل کنند، ارزشها به واقعیت تبدیل میشوند. ولی آیا مردم همواره مطابق ارزشهای جهان اجتماعی خود عمل میکنند؟
به مجموعه اهداف و ارزشهای مشترکی که اعضای یک جهان اجتماعی خواهان رسیدن به آنها هستند «آرمان اجتماعی» میگویند. آرمان اجتماعی تصوّر اعضای جهان اجتماعی از، وضعیت مطلوب فرهنگ، سیاست، اقتصاد، خانواده و ... است.
آرمانهای جهان اجتماعی در ارزش ها متبلور میشود؛ مثلا آرمان جهان اسلام، توحید است. جامعهای، آزادی را آرمان خود میبیندد و جامعهای دیگر عدالت را و... . عموماً انسانها خدمت به همنوعان خود را خوب و خیانت به دیگران یا قتل نفس را گناهی بزرگ میشمارند. دروغگویی، رشوه، دزدی را ناروا و رعایت مقررات را پسندیده میدانند. بسیاری از ارزشهای یاد شده را اغلب افراد جامعه رعایت میکنند و برخی از آنها را بعضی گروهها یا افراد در عمل رعایت نمیکنند.
ارزشهایی که مردم یک جامعه از آن جانبداری میکنند و رعایت آنها را لازم میدانند، امّا در عمل ممکن است برخی از آنها را نادیده بگیرند، قلمرو آرمانی جهان اجتماعی را شکل میدهد و ارزشهایی که مردم به آن عمل میکنند، قلمرو واقعی جهان اجتماعی را میسازد. قلمرو واقعی و آرمانی جهان اجتماعی به روی یکدیگر گشودهاند و مرز آنها براساس عمل مردم تغییر میکند. هر اندازه مردم مطابق ارزشها عمل کنند، بههمان اندازه آرمانها وارد قلمرو واقعی جهان اجتماعی میشوند. امّا اگر مردم به ارزشهایی که در قلمرو آرمانی جامعه رعایت آنها را لازم میدانند، عمل نکنند، قلمرو واقعی از آرمانها فاصله میگیرد. برنامهریزان فرهنگی هر جامعه، همواره تلاش میکنند تا از طریق تعلیم و تربیت، زمینۀ تحقق بیشتر آرمانها و ورود آنها به قلمرو واقعی جهان اجتماعی را فراهم کنند.

نمونه بیاورید (صفحهٔ 57 کتاب درسی)
در جدول زیر، سه نمونه از آرمانهای جامعهٔ خود را بنویسید که کما بیش بیرون از قلمرو واقعی یا درون آن قرار گرفتهاند.
| بیرون از قلمرو واقعی | درون قلمرو واقعی |
|---|---|
| ناپسند بودن اسراف و تبذیر | استکبار ستیزی |
| سادهزیستی | احترام به پدر و مادر |
| مبارزه با تجملگرایی | کمک به نیازمندان و کارهای خیر |
| پرهیز از دروغگویی در همه موقعیتها | رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی |
| ترک رشوه و رانتخواری | دفاع از مظلوم و محکوم کردن ظلم |
قلمرو واقعی و آرمانی جهان اجتماعی را چگونه ارزیابی کنیم؟
واقعیتهای هر جهان اجتماعی را میتوان در پرتو آرمانهای آن ارزیابی کرد. اگر مردمی مطابق آرمانهای خود عمل کنند، فاصلۀ میان قلمرو واقعی و آرمانی جامعۀ خود را کاهش میدهند. ولی آیا همۀ آرمانها درستاند تا واقعیتها را بر اساس آنها ارزیابی کنیم؟ آیا راهی برای ارزیابی آرمانها وجود دارد؟
عقایدی که مردم دربارۀ انسان و جهان دارند، ارزشهایی که محترم میشمارند، قواعدی که براساس آنها عمل میکنند، سبک زندگی آنها و مهارتهایی که در زندگی به کار میگیرند، گاهی درست و گاهی اشتباه است.
هر بخش از جهان اجتماعی که به لحاظ علمی قابل دفاع نباشد و براساس خرافات شکل گرفته باشد، باطل و بخشهایی که از نظر علمی صحیح و مطابق فطرت انسان باشد، حق است.
عقیده به توحید و ارزشهای توحیدی، وفای به عهد، تحمل دیگران و مدارا با کسانی که از شناخت حقیقت محروم ماندهاند، حمایت از مستضعفان و مظلومان، دفاع از عدالت و حقوق انسانها و... از جمله عقاید و ارزشهای حقاند. ظلم، بیعدالتی، تجاوز به حقوق دیگران، شرک، دنیاپرستی و... از جمله عقاید و ارزشهای باطلاند.
حق و باطل بودن هر لایه از جهان اجتماعی، با علمِ متناسب با همان لایه شناخته میشود. علوم تجربی توان داوری دربارۀ فنون و روشهای اجرایی را دارند. مثلاً درست یا نادرست بودن شیوه مداوای بیماران را میتوان با روشهای تجربی شناخت.
حق و باطل بودن ارزشها و عقاید کلان دربارۀ انسان و جهان را با روشها و علوم تجربی نمیتوان شناخت. علوم مبتنی بر عقل و وحی، دو ابزار مهم برای شناخت عقاید و ارزشها هستند.
جهانهای اجتماعی که علم را به دانش تجربی محدود میکنند و عقل و وحی را به عنوان دو روش علمی، معتبر نمیدانند، نمیتوانند از حق یا باطل بودن عقاید و آرمانها سخن بگویند.
|
|
از نظر این جوامع، عقاید و ارزشهای اجتماعی، پدیدههایی هستند که صرفا در قلمرو آرمانی یا واقعی جوامع انسانی پدید میآیند و ما فقط میتوانیم بودن یا نبودن این ارزشها و پیامدهای اجتماعی و تاریخی آنها را بشناسیم و برای داوری دربارۀ درست و غلط بودن یا حق و باطل بودن آنها راهی نداریم.
علوم اجتماعی، اگر علم را به معنای تجربی آن محدود نکند، میتواند دربارۀ حق یا باطل بودن واقعیتها و آرمانهای جهانهای اجتماعی داوری کند.
نمونه بیاورید (صفحهٔ 59 کتاب درسی)
سه نمونه از آرمانهای حق را که در اغلب یا همۀ فرهنگها حضور دارند، نام ببرید.
وفای به عهد / راست گویی / عدالتورزی / احترام به والدین و بزرگترها / امانتداری و پرهیز از خیانت
آیا حق و باطل، تابع جهانهای اجتماعیاند؟
پدیدهای در یک جهان اجتماعی در قلمرو آرمانی قرار میگیرد و در جهان اجتماعی دیگری در قلمرو واقعی قرار دارد؛ مثلاً امنیت، برای یک کشور آشوبزده، پدیدهای در قلمرو آرمانی و برای یک جامعهٔ بسامان، در قلمرو واقعی است.
در یک جهان اجتماعی نیز، پدیدهای در زمانی، آرمان محسوب میشود و در زمان دیگری لباس واقعیت میپوشد؛ مثلاً استقلال سیاسی در ایران، پیش از انقلاب اسلامی یک آرمان بود که با انقلاب اسلامی به یک واقعیت تبدیل شد. حدود قلمرو واقعی و آرمانی هر جهان اجتماعی دستخوش تغییر میشود و از جامعهای به جامعه دیگر نیز متفاوت است. آیا حق و باطل نیز این گونهاند و در مکانها و زمانهای مختلف، جابهجا و دچار تغییر میشوند؟ یا حق و باطل، مستقل از، پذیرش یا عدم پذیرش جهانهای اجتماعیاند؟
حق و باطل بودن عقاید، ارزشها، هنجارها و کنشها، براساس آگاهی یا جهل، توجه یا بیتوجهی مردم جهانهای اجتماعی مختلف نسبت به آنها تعیین نمیشود.
نژادگرایی و برتر دانستن یک قوم یا گروه خاص، استکبار و غلبه بر دیگر جوامع، پول پرستی و شرک؛ از عقاید و ارزشهای باطلاند. باطل بودن این عقاید و ارزشها با نوع مواجهۀ جوامع مختلف با آنها دگرگون نمیشود.
|
|
آزادی انسانها از همۀ بندها و موانع راه سعادت آنها، عدالت و ایجاد شرایط مناسب برای رشد و تعالی همۀ انسانها، توحید و ربوبیت خداوند سبحان نسبت به همۀ مخلوقات، از عقاید و ارزشهای حقیقی و درستی هستند که حقانیت و درستی آنها با موافقت و مخالفت آدمیان تغییر نمییابد.
جوامع مختلف با ایمان به عقاید و ارزشهای حقیقی، آنها را به قلمرو آرمانی خود وارد میکنند و اگر هنجارها و اعمال خود را نیز براساس این عقاید و ارزشها سامان دهند، آنها را به قلمرو واقعی وارد نمودهاند.
اگر جوامع حقایق را نشناسند، و به آن ایمان نیاورند و مطابق آن عمل نکنند یا اگر ایمان خود را نسبت به حقایق از دست بدهند، از حق گسسته و به سوی باطل گام برمیدارند.
بنابراین، حقایق هر چند خود ثابتاند؛ ولی از جهت قرار گرفتن در قلمرو آرمانی و واقعی، تغییر پذیرند. یعنی برای جهانهای اجتماعی، امکان انحراف از حق و پذیرش باطل وجود دارد؛ همان گونه که امکان خروج از باطل و قبول حق وجود دارد. جهانهای اجتماعی میتوانند بر مدار حق یا باطل بچرخند، اما حق و باطل بر مدار بینش و گرایش آنها، دچار تغییر نمیشود.
شناسایی کنید (صفحهٔ 62 کتاب درسی)
پدیدههای باطلی در قلمرو آرمانی و واقعی بعضی جهانهای اجتماعی وجود دارد. آیا میتوانید مواردی را شناسایی کنید؟
هر دو ستون باطلاند، اما در ستون اول جامعه آنها را مطلوب و ارزش تلقی میکند و در ستون دوم جامعه آنها را عملاً انجام میدهد؛ همین نشان میدهد که حضور یک پدیده در قلمرو آرمانی یا واقعی، دلیل بر حق بودن آن نیست.
| قلمرو آرمانی | قلمرو واقعی |
|---|---|
| تکاثر (مال اندوزی) | رشوه، ربا، دزدی و پولمحوری در رفتارها |
| قبیله گرایی | تبعیض و سهمخواهی گروهی در مدیریت و سیاست |
| برتری نژادی / نژادپرستی | نژادپرستی در رفتار و قوانین عملی برخی کشورها |
| مصرفگرایی و تجملگرایی | مصرفگرایی و نمایش ثروت در جامعه و رسانهها |
| استعمار و سلطه بر ملتهای دیگر | بهرهکشی اقتصادی و سیاسی از ملتهای ضعیف |
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 63 کتاب درسی)
قلمرو آرمانی، قلمرو واقعی، آرمان اجتماعی، حق، باطل، ابزارهای شناخت عقاید و ارزشها و تغییر قلمرو
خلاصه کنید (صفحهٔ 63 کتاب درسی)
- برای ارزیابی جهانهای اجتماعی معیارهایی وجود دارد.
- وقتی مردم مطابق ارزشها عمل کنند، ارزشها به واقعیت تبدیل میشوند.
- آرمان اجتماعی مجموعه اهداف و ارزشهای مشترک مطلوب اعضای یک جهان اجتماعی است.
- آرمان اجتماعی تصوراتی است که اعضای جهان اجتماعی از وضیعت مطلوب دارند.
- قلمرو آرمانی مجموعه ارزشهایی است که مطلوب جامعه بوده و رعایت آنها الزام ارزش دارد.
- قلمرو واقعی جهان اجتماعی، مجموعه ارزشهایی است که توسط اعضا به آنها عمل میشود.
- حق و باطل بودن آرمان اجتماعی مستقل از زمان و مکان بوده و تغییر ناپذیرند.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 63 کتاب درسی)
در هر جهان اجتماعی دو قلمرو وجود دارد: قلمرو آرمانی و قلمرو واقعی.
آرمانها مجموعه ارزشها و اهداف مطلوب یک جامعهاند؛ اما این ارزشها همیشه در عمل تحقق پیدا نمیکنند.
وقتی مردم مطابق ارزشهای پذیرفته شده رفتار کنند، فاصله میان قلمرو آرمانی و واقعی کم میشود و جامعه به وضعیت مطلوب نزدیکتر میگردد.
ارزشها و آرمانها همیشه درست نیستند؛ برخی حق هستند و برخی باطل.
برای تشخیص حق و باطل، تنها تجربه کافی نیست؛ باید از عقل و وحی نیز کمک گرفت.
پدیدههای حق -اگر پذیرفته نشوند- تغییر نمیکنند؛ و پدیدههای باطل -اگر مورد پذیرش قرار گیرند- حق نمیشوند.
جهان اجتماعی میتواند بر مدار حق حرکت کند یا از حق فاصله بگیرد و به باطل گرایش پیدا کند.
وظیفه انسانها و برنامهریزان فرهنگی این است که آرمانهای حق را به قلمرو واقعی جامعه وارد کنند.